-
کدوم کتاب؟؟
جمعه 15 تیر 1397 02:33
حتی از فکر کردن به این که بشینم با فراااااغ باااال کتاب بخونم ، فیلم ببینم ،آشپزی کنم ،کافه گردی با دوستام و... سرمست میشم. نمیدونم چ سری داره این نوشتن توی من چ علاقه ای بوده که از سنین خیلی پایین باهام بوده...دیشب مامان چیزی نشونم دادن که باعث شد چشمام خیس بشه...اون چیز یه برگه A3 بود که با توجه به تاریخ های پشت...
-
هلو ساااااامرررررر
چهارشنبه 13 تیر 1397 00:37
سلام وای آخییییش بالاخره امتحانات ما هم تموم شد.دیشب تا ساعت ۴ بیدار بودم درس میخوندم صبح هم ۸:۱۵ به زوررر بیدارشدم دوباره بخونم ساعت ۱۴ هم رفتم سر امتحان.امتحان به نظرم متوسط رو به سخت بود.منم متوسط دادم.راستش از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون دلم میخواد فقط پاس بشه... مامان اینا قرار بود صبح ۳شنبه را بیفتن بیان...
-
پست اشکی
یکشنبه 10 تیر 1397 23:21
اتاق ساکتِ ساکته.کاملا آروم...الان فقط صدای کولر میاد.عصر به قدری ساکت بود که صدای بچه های اتاق پایین میومد تا حالا صداشونو نشنیده بودم.از ۷ تا تخت حاضر در اتاق ۵تا کاملا خالیه.امشبم فقط حدیث هست.فردا حدیث هم که بره فقط منم و من...تنهای تنها... دلم میخواد هرچه زودتر برم...دلم میخواد با اتوبوس برم که حداقل ۲ ساعت خودم...
-
کنکوریا
پنجشنبه 7 تیر 1397 01:45
از ته قلبمممم برای همه کنکوریا آرزوی موفقیت دارممم. خدایا خودت کمکشون کن...،
-
حذف ظاهری ولی جاودان در قلب ها و یادها
سهشنبه 5 تیر 1397 15:21
سلام فردا امتحان ادبیات دارم.اون دوستم که مهمان شد دانشگاه صنعتی شهر خودمون،دیروز امتحاناش تموم شده بدو بدو بلیط گرفته اومده پیشمون.راستش از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون میدونستم میخواد بیاد و چ خوب که دیروز اومد چون بقیه بچه های اتاق ۹ام امتحاناشون تموم میشه.من ۱۲ ام.میترسیدم ۹ام بیاد و من دیگه نتونم درس بخونم...
-
ماجراهای خوابگاهییی
یکشنبه 3 تیر 1397 02:07
سلام به جز پارسال که کنکور داشتم تا حالا نشده بود ۱ تیر بیاد و من هنوز امتحان داشته باشم. آخر هفته کنکوره و ما هم خوابگاهیم پارسال یادمه خیلییی به این فکر میکردم که یعنی سال دیگه این موقع دارم چیکار میکنم واقعا چه اتفاقی برام افتاده ...در چ حالی هستم...و چقدر زود گذشت و به نظرم چقدر دور میاد اون موقعها... امتحان...
-
F0otball
پنجشنبه 31 خرداد 1397 02:13
رک بگم از فوتبال هیچی بلد نیستم طرفداری هام همینطوری بوده ولی امشب بازی خیلی بهم چسبید دسته جمعه هم بودیم خیلی خوب بوددد سالن تلویزیون داشت میترکید.یعنی منی که خیلی به فوتبال آشنایی نداشتم چشم از تلویزیون بر نمیداشتم.... خیلی بازی خوبی بودددد.همتون عااالی بودین وای چقدر برای سعید عزت اللهی و علیرضا جهان بخش و طارمی و...
-
حرف های گفته نشده
چهارشنبه 30 خرداد 1397 10:28
در سالن مطالعه بلوک خودمان نشسته بودم و درس میخواندم جز من ۲ نفر دیگر هم بودند.انگار نه انگار که کولری روشن بود.هوای داخل سالن دم کرده و بسیار گرم بود.خانمی جوان و بلند قد و چادری وارد شد با یک لبخند برلب.قبلا دیده بودمش و از صحبت هایش فهمیده بودم مربوط به امور خوابگاه است و پیگیر حال رفاه بچه ها.از بین ما سه نفر در...
-
دلم تنگه
دوشنبه 28 خرداد 1397 14:09
سلام دیشب پست خانم هیلا رو که دیدم راستش ترسیدم یکم. خواسته بود دعا کنیم براشون.همون لحظه دعا کردم و خواستم خدا کمکشون کنه.تا چند دقیقه پیش که فهمیدم چ اتفاقی واسه بچه شون افتاده خیلیییییی ناراحت شدم واقعا حالم گرفته شد حالا هم کاری به جز دعا از دستم بر نمیاد...شما هم دعا کنید... پارسال استاد هندسه کنکورمون جلسه آخر...
-
شروع امتحانات و بازگشت به خوابگاه
شنبه 26 خرداد 1397 23:01
سلام اومدم خوابگاه با بچه ها دیداری تازه کردیم و نشستیم سر درسامون.من و نازی هم اومدیم سالن مطالعه.یادم افتاد میخواستم پست بزارم حالا هم اومدم پست بزارم یادم نیس میخواستم چی بگم... فعلا همه چی آرومه ما هم خیلی خوشبختیم که جامون تو جدول گروهمون تو جام جهانی عالیههه.وای خدا چ خوش بگذره فوتبال دیدن تو خوابگاه. خدّاافظ(با...