-
تا ۲۳ام -_-
یکشنبه 6 اسفند 1396 17:03
حالم خوبه. برای اینکه هرچه زودتر بریم خونه خودمون بال بال میزنم.واسه همین دلم میخواد زودتر از دانشگاه فارق بشم.و دقیقا تا ۲۳ام مجبورم بیام.چهارشنبه سوری هم در خوابگاه به سر میبرم
-
خدایا کمکمون کن
چهارشنبه 2 اسفند 1396 22:53
-
شرط عقل است که مردم بگریزند از تیر/من گر از دست تو باشد مژه بر هم نزنم
دوشنبه 30 بهمن 1396 22:54
و من فردا با خیال راحت به خانه می روم . . . .
-
آخجون
سهشنبه 24 بهمن 1396 01:17
فعلا که هیچکس قرار نیست بیاد اتاقمون
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 24 بهمن 1396 01:15
18واحد شدممم
-
هم اتاقی جدید
یکشنبه 22 بهمن 1396 16:02
به جای دوتا انصرافی اتاقمون ،یکی که قطعی اومدنش ،از دوستای هم اتاقیامه تقریبا میشناسمش و قبلا هم اومده اتاقمون.ولی به جای اون یکی دیگه قراره بیاد گویا یکی از بچه های کلاسمونه که منم زیاد از اخلاقیاتش خوشم نمیاد
-
تنها فرد دوست داشتنی
یکشنبه 22 بهمن 1396 15:46
-
میخواستم زودبیدارشم
یکشنبه 22 بهمن 1396 10:21
مثلا میخواستم ساعت ۸بیدارشم درس بخونم.ساعت ۱۰ بیدارشدم.
-
کاش بشه
سهشنبه 17 بهمن 1396 17:25
گفتم که ۲تا دوستام رفتن؟ یکیشون مهمان شد و اون یکی هم میخواد این ترم مرخصی بگیره و کارای انتقالیشو درست کنه. منم تنها شدم تو اتاق. دلم میخواد بلوکمو عوض کنم.الان باهاشون صحبت کردم.کاش بشه...
-
رفتن یا نرفتن ،مسئله این است...
سهشنبه 17 بهمن 1396 14:51
برای من فرق خونه و خوابگاه به اندازه دوتا دنیای متفاوته.وقتی از خونه میام خوابگاه یا برعکسش انگار اومدم تو یه دنیای دیگه با یه احوالات دیگه و با آدمای دیگه. با جدی شدن موضوع انتقالی ،فکرم خیلی مشغول شده.بین رفتن و موندن.خیلی دوست دارم بمونم ولی قطعا با رفتنم خیلی میتونم پیشرفت کنم.خیلی.بیشتر از لحاظ "کاری"...