دل نوشته های گُل گُلی

روزانه های زندگی من

دل نوشته های گُل گُلی

روزانه های زندگی من

اولین بارون پاییزی

فقط خواستم بگم ابرای بارونی اینجا هم رسیدن و بعد کلاس 2تا 4 وقتی اومدیم بیرون نم نم بارون شروع شد و هوا حسابی چندنفره شد...از در دانشگاه میایم بیرون اون طرف یه دونات داغ هست خیلی میچسبید اگه با بستنی از خجالتش در میومدیم که قسمت نشد...انشاءالله دفعه های بعد...

انشاءالله که امسال حسابی بارون و برف بیاد و کشاورزهامون خوشحال بشن،سد هامون پر آب بشه...این زاینده رود جاری بشه


با من باش

سلااااام

ظهرتون بخیر.....

انشاءالله که هفته خوبی پیش رو داشته باشین و نهایت استفاده رو ببرین.

اینجا که نه بارون میاد نه برف، ولی آهای اردبیلی ها که امروز کلی برف براتون و اومده، و هوای بارونیای تهرونی ها اینم لینک

 http://s9.picofile.com/file/8339155268/Janam_Bash_Aron_Afshar.html یه موزیک خوب که تو این هوا میچسبه،امیدوارم که لذت ببرید.

سلام

همه ی فکر های توی ذهنم روی کاغذ نوشتم و مرحله به مرحله اولویت بندی و تنظیم کردم و وارد پلنر رنگی رنگی کردم.حالا  ذهنم بی نهایت آراااامش داره ، کُلا نه تنها ذهنم خودمم آرامش پیدا کردم.فقط چی مونده؟؟ مرحله اجرا و عمل.مطمئنم میتونم به خوبی از پسش بر بیام.


+وای چقدر داره زود میگذره...باورش برام سخته که سه هفته از آغاز دانشگاه گذشته و درس ها جدی شده دیگه.

+بچه ها میگن آخجون دیگه ترمولک نیستیم ولی من اینجا ورودی جدید محسوب میشم و هنوز نا آشنا به مکان های مختلف(مربوط میشه به همون داستان مهمان شدن تو دانشگاه شهر خودمون که تو اون یکی وب در موردش توضیح داده بودم.)

مغز درد

حس میکنم بهترین مسکن برای وقتی که مغزم درد میکنه کتابه...

+کتاب" بادبادک باز " نوشته خالد حسینی شروع کردم...

+آهنگ خوب نیازمندیم...

دل بکن ای دل

و من نمیتونم از اینجا دل بکنم...