سلام
اول از همه بگم عیدتون مبارک و نماز روزه هاتون قبول باشه انشاءالله.
_اصلا از فرجه ها استفاده نکردم باورم نمیشه پس فردا اولین امتحانه.کاش اولین امتحان ریاضی ۲ نبود...
_فردا برای ساعت۵ بلیط دارم و به مدت ۱۷ روز امتحان دارم. راستش وقتی میام بدعادت میشم دلم نمیخواد برم وقتی هم میرم یکم سختمه.خداروشکر حداقل زمانی که برای هر امتحان دارم ۲/۵ روزه و این خیلیییی خوبه.فقط خدا کمکم کنه از زمانم نهایت استفاده رو ببرم.
_فردا دخترخالم اسبابکشی داره و قراره فندقشون رو بیارن خونه ما،عشقهههه...
_بین دوراهی بدی موندم اصلا نمیتونم تشخیص بدم کدوم بهتره و خب قطعا از آینده خبر ندارم...فقط خدا میدونه چی بهتره فقط از خودش کمک میخوام...لطفا شما هم برام دعا کنین...
چقد پراکنده مینویسم -_-
این بیتُ چند روزی با خودم زمزمه میکنم که اتفاقا یه قسمتش هم غلط میگفتم.فکنم قبلا نوشتمش تو وبم... خیلی دوسش دارم:
عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت
امروز اخرین جلسه رانندگیم قبل امتحانا بود.فعلا تو اوج خدافظی کردم امیدوارم تو اوج هم برگردم که قطعا همین اتفاق میوفته.
یکی از فامیل های نسبتا دورمون دیشب برامون نذر اوردن خب تا اینجاش طبیعیه،ولی قسمت جالبش اینه که نذرشون اسنک بود حیف که ما افطار کرده بودیم و منم کلی غذا خورده بودم ولی خب بعدا از خجالتش دراومدم
.بابا که اصلا نخورد مامان هم یا دونه خورد بیشترش من و بهارخوردیم و بیشتر من خوردم.خدا رحمت کنه امواتشون رو تا باشه از این جور نذری ها...
قرار بود ۵شنبه برای عید کیک درست کنم ولی دیشب بهار دیوونم کرد و مجبور شدم درست کنم .البته با یه دستور من درآری چون موادش و ترتیب مخلوط کردنشون رو عوض کردم و خداروشکر خوب هم شد.
دلم میخواد ژله رنگین کمان درست کنم و خب قطعا زمان بره ولی خب اشکال نداره من دو سه تا رنگاشو درست میکنم.
● آهنگ دونه دونه از محسن ابراهیم زاده دانلود کردم و تا شونصد بار گوش نکنم ول کن نیستم



سلام سلام
خوبین؟خوشین؟ دیگه اخراشه ۳تا دیگه مونده دلم تنگ میشه واسه ماه رمضون وای خدایا منو ببخش که این آخرا دیگه خسته میشم غرغر میکنم .
وای امروز سوارماشین که شدم رفتیم توی خیابون اصلی و خانوم شین گفت راهنما چپ بزن برو پایین تو اتوبان گفتم وای خانم شین برم اتوبان؟واقعا؟؟ میترسیدم نتونم رفتم هی سرعتم رفت بالا بالاتر دنده۳،دنده۴ سرعت ۶۵ ...۷۰... هی بم میگفت گاز بده بیشتر... بیشتر... نترس ...یکم میترسیدم ولی خوب بود،خیلی خوب بود...ترسم ریخت واقعا خدا خیرش بده... عالیههههه
دیشب رفتم تو روبیکا دابسمش های تیتراژ اول ماه عسل داشتم میدیدم با بهار ترغیب شدیم دابسمش بگیریم. یکی دو تا همینطوری گرفتیم وااای مُردیم از خنده کلی مسخره بازی توش دراوردیم.
امروز پارک دوبل یاد داد گویا افسر حتما میگه یه دوبل برو،فکر میکردم سخت تر باشه.
+راستی گفتم بیخبر بودم از کسی،باخبر شدم امروز
□■□ بریم که بترکونیم بقیه ی امروزو......
سلام
امروز ۱۲ رسیدم خونه ،خندوانه دیدم .دیدم هنوز حال ندارم بلند شم قسمت ۴ گلشیفته رو هم دیدیم با بهار.
بهار اصرار کرد دوباره آینه بغل ببینیم گفتم باشه تو ببین من برم درس بخونم دیگه و هنوز که هنوزه من کنار بهار روبرو تلویزیون خوابیدم...وای امتحانا...وای خداااا
آینه بغل قشنگ بود ولی کاش اخرش اینجوری تموم نمیشد..
امروز خیلی داره سخت میگذره معدم میسوزه نمیخوام روزمو بخورم.
۲ مرداد میشه یک سال که رفتم آموزشگاه رانندگی و ثبت نام کردم و مراحل چشم پزشکی و... گذروندم و هفته بعدش کلاس های آیین نامه وآخر هفته امتحان آیین که دفعه اول قبول نشدم و هفته بعدش نرفتم امتحان اما پیگیری کردم که حتما کلاس های عملی رو برم .مامان دفعه اول که رفته بود آموزشگاه از بیشتر هنرجوها پرسیده بود و قرار شد با خانوم شین عملی کار کنم که از قضا خیلی هم تعریفشو شنیدیم.خانوم شین هم تا آخر تابستون کل تایم هاش پر بود و منم ۲شهریور آیین نامه امتحان دا دم و قبول شدم.اما خانوم شین چون فقط صبح تا ظهر کلاس میگرفت مجبور شدم از مهر نوبت بگیرم البته به این امید که شهر خودمون قبول میشم و کنار کلاسام رانندگی هم میرم .اعلام نتایج شد و من شهرستانی شدم و مامان هم رفت کنسل کرد.
تاااا قبل از این که بیام خونه از شهر دانشجویی فکر میکردم از زمان ثبت نام ۲ سال اعتبار داره.اما بعد فهمیدم اعتبارش یه ساله هست و بلافاصله از زمانی که برای فرجه امتحانا داشتم نوبت گرفتم.اولین جلسهامم پنج شنبه هفته پیش بود.راستش از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون جلسه اول استرس داشتم و یکم میترسیدم ولی وقتی نشستم پشت ماشین دیدم خیلی هم سخت نیست اونقدرا که من برای خودم سختش کرده بودم.به قدری که وقتی اولین جلسه تموم شد میتونم بگم استرس و ترسم تقریبا کامل از بین رفته بود.
تا حالا ۳ جلسه از ۱۲ جلسه رفتم.امیدوارم بهم اضافه نخوره و دفعه اول هم قبول بشم قبل از اینکه خیلی به ۹۷/۵/۲ نزدیک بشیم.
واسه رانندگی هم با کلاج مشکل داشتم به طوری که دو جلسه اول اصلا بوقم حسابش نمیکردم
و کلی مربی جان رو حرص دادم.
جلسه سوم که تا حالا آخرین جلسه ام بوده خیلی خوب بود به نظرم یه تسلط نسبی مقدماتی پیدا کردم تو این جلسه.
یادتون نره دعا کنین همدیگه رو تو این شبا.دیشب حاج آقا میگفتن اگه زندگی راحت و آسونی رو از خدا میخواین نذارین زندگی برای بنده های خدا سخت بشه و تا اونجایی که میتونین به بنده های خدا کمک کنین تا انشاءالله زندگی براتون آسون بشه و از مراحل سخت میونبُر بزنین و رد شین.
البته این تیکه آخر خودم گفتم