دل نوشته های گُل گُلی

روزانه های زندگی من

دل نوشته های گُل گُلی

روزانه های زندگی من

هم اتاقی جدید

به جای دوتا انصرافی اتاقمون ،یکی که قطعی اومدنش ،از دوستای هم اتاقیامه تقریبا میشناسمش و قبلا هم اومده اتاقمون.ولی به جای اون یکی دیگه قراره بیاد گویا یکی از بچه های کلاسمونه که منم زیاد از اخلاقیاتش خوشم نمیاد

تنها فرد دوست داشتنی

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

میخواستم زودبیدارشم

مثلا میخواستم ساعت ۸بیدارشم درس بخونم.ساعت ۱۰ بیدارشدم.

کاش بشه

گفتم که ۲تا دوستام رفتن؟ یکیشون مهمان شد و اون یکی هم میخواد این ترم مرخصی بگیره و کارای انتقالیشو درست کنه. منم تنها شدم تو اتاق.

دلم میخواد بلوکمو عوض کنم.الان باهاشون صحبت کردم.کاش بشه...

رفتن یا نرفتن ،مسئله این است...

برای من فرق خونه و خوابگاه به اندازه دوتا دنیای متفاوته.وقتی از خونه میام خوابگاه یا برعکسش انگار اومدم تو یه دنیای دیگه با یه احوالات دیگه و با آدمای دیگه.

با جدی شدن موضوع انتقالی ،فکرم خیلی مشغول شده.بین رفتن و موندن.خیلی دوست دارم بمونم ولی قطعا با رفتنم خیلی میتونم پیشرفت کنم.خیلی.بیشتر از لحاظ "کاری" !!

بمونم یا برم؟!