دل نوشته های گُل گُلی

روزانه های زندگی من

دل نوشته های گُل گُلی

روزانه های زندگی من

تُ

 بی رحم ترین قطعه پاییز چنین است:

 باران بزند،

 شعر بیاید،

 تُ نباشی

احساس تنهایی

چرا جدیدا من انقدر احساس تنهایی میکنم...

هفته شلوغ + سه شنبه ی لعنتیش

سلام...

بیشتر از یه هفته شده که ننوشتم ،این یه هفته ،هفته ی بسیار بسیاااار شلوغی بود.... از اول هفته یکم گرفته بودم و با نزدیک  تر شدن به سه شنبه استرسم بیشتر میشد.چون سه شنبه این هفته داغونننن ترین سه شنبه ی ترم بود.با همه بدو بدویی که هرهفته سه شنبه ها دارم این هفته دوتا امتحان ۳ واحدی هم بهشون اضافه شده بود و حالم وصف نشدنییییی بود.

قرار بود یکشنبه مباحث دوتا امتحانم تموم کنم و دوشنبه فقط هردوشون مرور کنم ولی کلللل یکشنبه  به نوشتن گزارش آزمایشگاه گذشت و همه چی خراب شد.دیگه با خودم عهد کردم حتتتما حتما گزارش ازمایشگاه هامو  همون آخر هفته بنویسم. خیییلی اذیت میشم سر نوشتن این گزارش ها.دوشنبه هم با این که کلاس نداشتم ولی تصمیم گرفتم برم دانشگاه و کتابخونه درس بخونم.خداییش هم مفید بود.اما پیش از ظهر دل درد بدی گرفتم و این دیگه خارج از برنامه بود.دوشنبه شب یه حااالی داشتما.به نظر خودم فیزیک ۲ رو خوب خوندم ولی اگه وقت داشتم یکی دو دور دیگه هم مرور میکردم عالی تر میشد. امتحانش هم 4تا سوال مفهومی بود.که تقریبا هر چهارتا رو دست و پا شکسته جواب دادم.ترمودینامیک خیلی سرسری خوندم چون تو طول ترم خونده بودم و خلاصه نویسی هم کرده بودم و با توجه به اون کوییزی که گرفت دلم خوش بود میتونم سوالاشو جواب بدم.اماااا  اماااا نگم که چه امتحاااان سختی بود.با جزوش که از زمین تا آسمون فرق داشت.ولی حتی شبیه سوالای آخر فصلی که گفته بود هم نبود.و من حتی نتونستم یکیشو جواب بدم.صبح ساعت8 تا 10 آزمایشگاه داشتم ،10 تا 11 تنها ساعتی بود که هیییچ کلاسی نداشتم و چون ترمو سرسری خونده بودم به مرور ترمو گذشت.11 تا12 کلاس داشتم.12 تا14 هم امتحان ترمو بود.وقتی میخواستم برگمو به استاد تحویل بدم بهش گفتم که امروز دوتا امتحان داشتم و برای این امتحان خونده بودم ولی نتونستم سوالا رو جواب بدم.فقط دلم خوش بود قبل من هم3- 4 نفر از بچه ها پاشدن برگه هاشونو (فکنم) سفید دادن  آخه خیلی وقتی نگذشته بود از شروع امتحان و مشخص بود بچه ها سفید دادن.منم برگمو دادم و با حااااالی افتضاح راهی طبقه دوم شدم که14 تا16 یه آزمایشگاه دیگه داشتم.گریم گرفته بود قبلش رفتم دستشویی و اشکامو پا ک کردم به خودم امید میدادم تو هموز اون یه امتحانو ندادی ،خودتو نباز فوقش اینه که حذف میکنی درسو ولی هی یاد این میفتادم که من مهمانم اینجا تعهد دادم  برای معدلم ... ولی خب خودمو پیدا کردمو و تا قبل از اینکه آزمایشگاه شروع بشه جزوه فیزیک۲ رو مرور میکردم. ساعت 16 هم بعد از آزمایشگاه رفتیم که داشته باشیم امتحان دوم.خیلی روز سختی بود خیلییییی

دستاورد های مههههمممم این هفته عبارت است از:

۱-گزارش کار هر آزمایش را حتتتتتماااااا آخر همان هفته یعنی  یکی از روزهای ۴شنبه یا ۵شنبه یا جمعه بنویس.

۲-به هییییییچ وجه من‌ الوجوه نذار دوتا امتحان تو یه روز داشته باشی اونم دوتا تخصصی ،دوتا ۳ واحدی!!!حداقل تموم تلاشتو بکن تو یه روز نباشه که بعدا از دست خودت شاکی نباشی.

۳-مثل هر ترم ، توی طول ترم درس بخون و سوالا رو حل کن.حتمااا سوالا رو هم حل کن...حتتتتمااااا


تا درودی دیگر بدروووود


آخرین روز آبان

امروز 30 آبان بود.و فردا 1 آذره...

حالا که برای میان ترما،از اول جزوه میخونم و چشمم به تاریخی که بالای صفحه زدم میخوره...97,06,24 یا 97,06,25 ،به نظرم میاد انگار که همین دیروز بوده....نه دو مااااه پیش...

سه شنبه هفته آینده ،دوتا امتحان میان ترم دارم.برخلاف میلم شد و تموم تلاشمو کردم که عوضش کنم ولی نشد...چون فقط منم تو دانشکده که هم زمان این دوتا درسو دارم...

اونم چه روزی،سه شنبه ،که همینجوریش خیلی شلوغم و کلاس پشت کلاس،ولی خوبی که دارم اینه که یکشنبه تعطیله .

حالا این تاریخ های میان ترما هم داستانی داره که انشاءالله سر فرصت تعریف میکنم.

آخرین روز آبان ۹۷ را چگونه گذراندید؟؟


هم مسیر

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.