دل نوشته های گُل گُلی

روزانه های زندگی من

دل نوشته های گُل گُلی

روزانه های زندگی من

من به کمک و تجربه شما نیاز دارم!

سلام

لطفا کمکم کنید

من الویت اولم مهندسی معماریه.به نظرم خیلی خیلی در جهت علاقه و استعدادمه.

و الویت دومم فیزیک هست.مباحث فیزیک رو خیلی دوست دارم. تدریس فیزیک رو بیشتر.و تحقیق رو موضوعات فیزیک رو خیلی خیلی بیشتر  دوست دارم.

حالا بین مهندسی معماری "شبانه"  دانشگاه شهرستان نزدیک 

و فیزیک روزانه دانشگاه شهرستان نزدیک 

و یا مهندسی معماری دانشگاه آزاد 

کدوم بهتره؟لازم به ذکره بگم شهرستان نزدیک حدودا 3 ، 4 ساعت فاصله داره تا اینجا.لطفا بهم بگید جو خوابگاه ها چ جوریه؟؟ برای خوابگاه دادن خیلی اذیت میکنن؟؟ بچه ها تو خوابگاه اصلا درس میخونن؟ ؟ حداقل و حداکثر امکانات خوابگاه چ طوریه؟

بچه های دانشگاه دولتی درسخون تر اند یا آزاد؟

درسته که بچه های دانشگاه دولتی باسوادتر از آزادند؟

و درسته که بعدا توی شغل کسی که دانشگاه آزاد درس خونده با کسی که دولتی درس خونده فرقی ندارن؟

یکی‌ بهم گفت هزینه رفت‌و آمد و تغذیه ات برای معماری دولتی با هزینه های آزاد یکی درمیاد.با فرق این که آزاد پیش خونوادت هم هستی و افسردگی و اینا نمیگیری.



پاک دیوونه شدم

سلام

گیجم، واقعا گیجم.موندم بین رشته ها 

اعصابم خورده.گیج شدم.نمیدونم چیکار کنم

پس فردا مهلت انتخاب رشته تموم میشه و من هنوز انتخاب اصلیم رو نکردم

یکی میگه مدیریت ها ، یکی میگه علوم پایه،بعضا بهم روانشناسی هم پیشنهاد کردن!!

مامان بابا هم که میگن فقط همینجا حالا شبانه و روزانش فرقی نمی کنه.از دید من حتی انگار رشتمم براشون فرقی نمی کنه.




خدایا کمکم کن

دغدغه های جدید

سلام

دیروز تا شب همه گریه هامو کردم

دیشب خوابم نمی برد، به جای شب کنکور که راحت خوابم برد، شب بیداریم مال دیشب بود.

دیشب تصمیمم قطعیه قطعی بود میخواستم بذارم سال دیگه 

ولی یاد حرف این خانم دکتره افتادم(دکترا معماری داره) خودش شرکت داره بهم گفت "ما هرکی رو میخوایم استخدام کنیم نمیگیم مال کدوم دانشگاهی توانایی هاش ملاکه سوادش ملاکه نرم افزار هایی که بلده باهاشون کار کنه...."دست و پام شل شد.

دولتی شهر خودمون که 100 درصد نمیارم.میمونه آزاد.آزاد با این شهریه هاش.اونم واسه ما که هنوز خونمون تموم نکردیم تا سفت کاری رسوندیم.میدونم تازه اول خرجشه.کابینت میخواد،کاغذ دیواری و....

تازه معماری هم ترم اول دوم کلی خرج داره.کلی خرت و پرت باید بخرم.

از اون طرف کلی وسوسه میشم که حالا کلی تجربه دارم واسه شروع دوباره، کلی کتاب دارم که همه تست هاشو نزدم و دلم میخواد تمومشون کنم.وقتم دسته خودمه.دیگه گیر این مدرسه کوفتی هم نیستم.دیگه میشناسم کدوم جزومو بخونم و کدوم تست ها رو بزنم.فقط اراده و پشتکار میخواد.دارم؟؟؟

از شوک اعلام نتیجه ها بدتر ،فامیلای فضول و تلفن هاشونن .با ادبا و دلسوزاشون(!) به گوشی مامان زنگ زدن و پیام دادن.ولی بقیه به تلفن خونه.

میدونستم دین پژوه تک رقمی میشه سر رتبش با بچه ها شرط هم بسته بودیم.مامانم میگه سر رتبه خودت شرط ببند اگه راست میگی.دیگه نگفتم با اونام شرط بستم اگه صنعتی اوردم پیتزا مهمونشون کنم!تا باشه از این خرج ها.

دختر همکار مامانم سیصد و خرده ای تجربی شده.دندون پزشکی هم میخواد.میاره دیگه...


نشد که بشه

سلام

حالم بده

نشد......نشد.....

اگه تا نیم ساعت پیش عکس العملم هیچ بود انگار نه انگار

تازه برق بهم وصل شد انگار

تازه گریم گرفت

این اونی نبود که من می خواستم

باورم نمیشه

ذوباره بغضم گرفت

دیگه نمیتونم بنویسم

صلاح تو این بوده که من...............

اضطراب پیش از نتایج

تمام تلاشم اینه که اضطرابم رو پنهان کنم، نمیدونم چقدر موفق شدم؟!

فقط دلم میخواد هرچه زودتر زمان بگذره و اول مهر بیاد